• وزارت ورزش و جوانان
    وزارت ورزش و جوانان
       
      • حدیث روز
        سوره ای از قران جهت عشق و محبت<br />
شصتمین سوره قرآن کریم ممتحنه ونام های دیگر آن «الامتحان، الموده» (۱) می باشد. این سوره شریفه در مکه نازل شده و ۱۳ آیه دارد.<br />
در فضیلت این سوره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده است: هر کس سوره ممتحنه را قرائت نماید تمام مؤمنان از زن و مرد، از او شفاعت می کنند. (۲)<br />
<br />
امام سجاد علیه السلام نیز در این باره فرمودند: کسی که این سوره را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کند خداوند قلب او را برای ایمان اماده می کند و چشمان اورا نورانی کرده و هیچ گاه به فقر و نیازمندی مبتلا نمی کند و قاری این سوره و فرزندان او به بیماری جنون مبتلا نمی شوند.(۳)<br />
از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده: هر کس این سوره را قرائت نماید فرشتگان بر او درود فرستاده و برای او طلب بخشش می کنند و اگردر همان روز قرائت سوره ممتحنه، از دنیا برود شهید از دنیا رفته است و مؤمنان در روز قیامت شفیع او خواهند بود.(۴)<br />
<br />
آثار و برکات سوره<br />
1) درمان بیماری طحال و جلوگیری از بیماری<br />
هر کس این سوره را بنویسد و پس از شستن، سه روز پی در پی از آب آن بنوشد، اگر بیماری طحال داشته باشد بهبود می یابد و از درد و زیادشدن بیماری جلوگیری می کند. (۵)<br />
از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده: اگر سوره ممتحنه را بنویسد و پس از شستن سه روز متوالی از آب آن بنوشد به اذن خداوند آن بیماری از او دفع می شود.(۶)<br />
۲) جهت تحبیب و عشق<br />
دو رکعت نماز گزارد و در هر رکعت بعد از «حمد»، هفت مرتبه آیه شریفه(۷ سوره ممتحنه) را بخواند و پس از سلام ابتدا هفت مرتبه بگوید: «اللهمَ لَیِّنْ قَلْبَ فلان بن فلان کما لَیَّنْتَ الحَدیدَ لِداود.» و بعد سیصد مرتبه بگوید: «یا حبیبَ المُدَّبِرین حَبِّب مَحَبَّتی علی قلب فلان بن فلان». (۷)<br />
<br />
پی نوشت:<br />
(۱) درمان با قرآن ص۱۱۶<br />
(۲) مجمع البیان، ج۹، ص ۴۴۳<br />
(۳) ثواب الاعمال، ص۱۱۸<br />
(۴) تفسیرالبرهان، ج۵، ص ۳۵۱<br />
(۵) همان<br />
(۶) همان<br />
(۷) قرآن درمانی روحی و جسمی، ص ۲۵۰ به نقل از عشق و محبت ص ۷۵<br />
منابع:موسسه جهانی سبطین(ع)<br />
«قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی ، درمان با قرآن، محمدرضا کریمی»
        سوره ای از قران جهت عشق و محبت
      • ذکر
        تأثیر نگاه در سرنوشت انسان ها<br />
همه چیز از یک نگاه شروع می شود<br />
عصری که در آن زندگی می کنیم، با وجود حجمِ گسترده ی رسانه های ارتباط جمعی؛ ماهواره، اینترنت، شبکه های اجتماعی و... زمینه های مثبت و منفی بسیاری را به وجود آورده که اگر استفاده از آن هدفمند و در جهت رشد مادی و معنوی نباشد، انسان را در باتلاقی فرو خواهد برد که دست و پا زدن در آن با مرگِ تدریجی مساوی خواهد بود.<br />
همه چیز از یک نگاه شروع می شود<br />
از جمله نعمت هایی که خداوند آن را در وجود انسان به امانت گذاشته و در حقیقت مهم ترین راه ارتباطی انسان با جهان خارج به حساب می‌آید، نعمت بزرگ بینایی است.<br />
انسان به دو صورت می تواند از نعمت هایی که به او ارزانی شده است، استفاده کند؛ یا آنها را در راه ارتقاء و رشد فضایل انسانی و معنوی خویش و دیگران بکار بَرَد یا اینکه از آن در راه گناه، معصیت و شهوت رانی استفاده کند. بنا به تعبیری که در روایات آمده است چشم می تواند دیدبان و پیکِ دل باشد و از طرف دیگر می تواند دام گاه شیطان بوده و با گوشه چشمی نشان دادن، راهنمایِ فتنه باشد.<br />
<br />
شهوت رانی، لذّت جویی و بی بند و باری، علاوه بر این که استعدادهای بالقوه انسان را تباه می کند، زمینه ی انحرافاتِ فکری و کجرویِ اجتماعی را فراهم خواهد نمود که منشاء بسیاری از آنها می تواند از یک «نگاه» آغاز شود.<br />
<br />
امیر المومنین درباره «نگاه» می فرمایند: نگاه به نامحرم هر چند اگر بدون قصد تلذّذ باشد عملِ طبیعی و غریزی خود را انجام می دهد و زمینه تحریک شهوت انسان را در زمان نگاه یا بعد از آن ایجاد می کند. (غرر الحکم).<br />
عصری که در آن زندگی می کنیم، با وجود حجمِ گسترده ی رسانه های ارتباط جمعی؛ ماهواره، اینترنت، شبکه های اجتماعی و... زمینه های مثبت و منفی بسیاری را به وجود آورده که اگر استفاده از آن هدفمند و در جهت رشد مادی و معنوی نباشد، انسان را در باتلاقی فرو خواهد برد که دست و پا زدن در آن با مرگِ تدریجی مساوی خواهد بود.<br />
<br />
 انحراف و از نابودی نیروی فکری فعّال<br />
سرزمینی که دارای نیرویِ کارِ جوان است، از بزرگ ترینِ نعمت ها برخوردار است. زیرا این جوان است که با نیرویِ تفکر و اندیشه ی خود می تواند زمینه ترقی و پیشرفت روز افزون یک جامعه را فراهم آورد. حال اگر جوان به جای صَرف نیروی جوانی در راه کسبِ علم و معرفت و به دست آوردن مهارت برای رسیدن به رشد در زمینه مادی و معنوی، به دنبال شهوت رانی، لذّت جویی و بی بند و باری باشد، یقیناً علاوه بر این که استعدادهای بالقوه خویش را از تباه خواهد کرد، زمینه ی انحرافاتِ فکری و کجرویِ اجتماعی را فراهم خواهد نمود که منشاء بسیاری از آنها می تواند از یک «نگاه» آغاز شود.<br />
نگاهی که می تواند زمینه ساز بسیاری از رفتارهای سوء باشد. نگاه سوء می تواند به خواهشی نفسانی تبدیل گردد، دل مشغولی به وجود آورده، منجر به عشقی بوالهوسانه و زمینه ساز سردی روابط خانوادگی ، ارعاب، تجاوز، قتل و آدمکشی شده و در نتیجه پایان شومی را برای صاحبش به ارمغان آورد. اینجاست که کلام زیبای امیر المومنین (علیه السلام) را باید به یا آورد که؛ «کور شدنِ چشم بهتر از نگاه کردن به چیزی است که فتنه می آورد.»     <br />
<br />
بیشتر بخوانیم:<br />
دختر مورد علاقه ام را دزدکی نگاه می کردم<br />
محدوده ی نگاه به نامحرم<br />
نگاه مجدد به نامحرم بدون قصد لذت<br />
<br />
توصیه قرآن به مردان و زنان<br />
خداوند در قرآن با بیانی رسا به بحث نگاه می پردازد و می فرماید: «به مومنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه‏تر است خداوند از آنچه انجام می‏ دهید آگاه است». ( سوره نور:30)<br />
در این آیه به دنبال کنترل چشم، کنترل اندام جنسی از هرگونه ناپاکی و شهوترانی مطرح شده است. در جوامع امروزی، بی بند و باری در روابط جنسی به اشکال مختلف بین دختران و پسران رواج دارد. این پدیده (انحرافات جنسی) مشکلات زیاد خانوادگی و بیماریهای مقاربتی را به دنبال خواهد داشت. لذا از نظر اسلام روابط جنسی بین مرد و زن، تنها در چارچوب ازدواج مجاز است و خارج از این چارچوب، رابطه جنسی بین آنها به هر نوع و شکلی حرام است.<br />
خداوند در این آیه اول به حفظ چشمان اشاره می کند زیرا چشم است که مقدمات ارتکاب گناه را فراهم می کند. در ادامه آیه به همه انسانها به ویژه مؤمنان هشدار می‌دهد که گمان نکنید نگاه‌ های شما از دید خدا پنهان است، بلکه انگیزه نگاه‌ های شما نیز در نزد خدا معلوم است و او به ظاهر و باطن عمل شما آگاه است. زیرا خداوند نتیجه‌ی نگاه را می داند که اگر انسان چشم خود را رها بگذارد، عاقبت خوبی در انتظارش نخواهد بود و بنا به روایات، حسرتش زیاد خواهد شد. حسرتی که بذر آن در نگاه است.<br />
<br />
نگاهی که می تواند زمینه ساز بسیاری از رفتارهای سوء باشد. نگاه سوء می تواند به خواهشی نفسانی تبدیل گردد، دل مشغولی به وجود آورده، منجر به عشقی بوالهوسانه و زمینه ساز سردی روابط خانوادگی ، ارعاب، تجاوز، قتل و آدمکشی شده و در نتیجه پایان شومی را برای صاحبش به ارمغان آورد. اینجاست که کلام زیبای امیر المومنین (علیه السلام) را باید به یا آورد که؛ «کور شدنِ چشم بهتر از نگاه کردن به چیزی است که فتنه می آورد.»<br />
<br />
لذّتی لحظه ای، با حسرتی دائمی<br />
علی (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که نافرمانی می کنید، از بین رفتن لذت ها و باقی ماندن عواقب آن ها را به خاطر داشته باشید.» (غرر الحکم: ماده ذَنب) لذا شخص هنگامی که به صورت نامحرم نگاه می کند به عواقب ناشی از آن تفکر نمی‌کند. شاید تصور هم نکند که به واسطه نگاه حرام و مداومت بر این گونه نگاه ها، قلب و دل و مغزش پر خواهد شد از مقایسه هایی که به علت تفاوت در انسانها، از شکل، نوع حرف زدن و غیره وجود دارد، در نتیجه دست به مقایسه‌هایی خواهد زد که روابط خانوادگی او را تحت الشعاع قرار داده و آن را به سمت سرد شدن سوق دهد.<br />
قرآن رعایت موازین اخلاقی را به هر دو طرف (زن و مرد) توصیه کرده است؛ یعنی همانطور که مردان باید نگاهشان را کنترل کنند، زنان هم باید این‌گونه بوده و از رفتارهایی که زمینه ایجاد گناه را فراهم می کند(عشوه گری، نازک کردن صدا، پوشیدن لباس های زننده و... پرهیز نمایند زیرا چه بسا اگر زنان مراعات کنند، هیچ نگاهی به سوی آنها جلب نشود.<br />
<br />
کلام آخر <br />
شهوت رانی، لذّت جویی و بی بند و باری، علاوه بر این که استعدادهای بالقوه انسان را تباه می کند، زمینه ی انحرافاتِ فکری و کجرویِ اجتماعی را فراهم خواهد نمود که منشاء بسیاری از آنها می تواند از یک «نگاه» آغاز شود.
        همه چیز از یک نگاه شروع می شود
      • سخن روز
         به مناسبت درگذشت آیت الله سید محمد حسن آقا نجفی قوچانی<br />
دو کتاب خواندنی از آقا نجفی قوچانی<br />
سید محمدحسن حسینی (۱۲۹۵-۱۳۶۳ق) مشهور به آقا نجفی قوچانی، از عالمان و فقیهان قرن چهاردهم قمری. او نویسنده کتاب‌های سیاحت غرب و سیاحت شرق است.<br />
دو کتاب خواندن از آقا نجفی قوچانی<br />
پدرش سیدمحمد که در خسرویه به کشاورزی اشتغال داشت، به تحصیل فرزندش رغبت بسیار نشان می‌داد، بنابراین محمدحسن در راه کسب علم و فضیلت تا آن جا پیش رفت که در سن ۳۰ سالگی به درجه اجتهاد رسید و پس از آن تا هنگام مرگ در سال ۱۳۶۳ قمری در قوچان، به تدریس، ارشاد و رتق و فتق امور مردم پرداخت، در گرفتاری‌ها از مردم حمایت می‌کرد و با آن که در هنگام مرگ در منطقه قوچان و حتی برخی شهرستان‌های اطراف نفوذ معنوی داشت، از مال و منال دنیا هیچ نداشت.[۱] <br />
<br />
گذری بر اخلاقیات آقا نجفی قوچانی<br />
با همه طبقات حشر و نشر داشت، در صدور احکام مردی قاطع، در محضر درس، استادی بزرگ و والامقام و در برخورد با مردم انسانی ساده و بی پیرایه و بسیار متواضع و در عین حال بسیار شجاع و صریح و با هیبت بود.<br />
<br />
خود مرحوم آقا نجفی یک شخصیت بسیار ممتازی بوده، یک انسان معنوی بوده. مرحوم شهید مطهری ایشان را دیده بود در قم. و به من می‌گفت ایشان اهل مکاشفه و اهل معنا بودند.<br />
کتاب دیگری ایشان دارد به نام سیاحت غرب که در احوال عالم برزخ و پس از مرگ نوشته شده به شکل داستانی. مرحوم مطهری می‌گفتند من احتمال قوی می‌دهم که اینها مکاشفات این مرحوم هست، که به این شکل در کتاب سیاحت غرب آن را ثبت کرده.<br />
<br />
رعایت حقوق دیگران<br />
آقا نجفی قوچانی (ره) ضمن گزارش ماجراهای دوران طلبگی خود در اصفهان می نویسد:<br />
در این حجره تازه که حجره هامان به هم وصل بود از میان طاقچه سوراخ نمودیم و ریسمانی در آن کشیدیم که یک سر ریسمان در حجره رفیق بود و یک سر آن در حجره من. وقت خواب، آن سر را رفیق به پا یا دست خود می بست و این سر ریسمان را من به دست خود می بستم که سحر هرکدام زودتر بیدار شویم دیگری را بدون آنکه صدایی بزنیم، به توسط همان ریسمان بیدار کنیم که مبادا طلبه ای از صدای ما بیدار شود و راضی نباشد.<br />
<br />
بیشتر بخوانیم:<br />
درگذشت آیت الله نجفی قوچانی<br />
عالمی برخاسته از قوچان<br />
<br />
مهم ترین تألیفات<br />
1. سیاحت شرق: در این کتاب به سرگذشت خود، از ولادت تا گذشت اکثر و عمده عمر خود، که به قوچان بازگشته و در این شهر سکونت گزیده، می پردازد. این اثر با قلمی شیوا و سلیس توام با عبرت و وعظ و رمز مشحون از طعن و نقد و بررسی و کنایه است.<br />
سیاحت شرق که از تالیفات مهم ایشان است، درباره سوانح عمر از ابتدای زندگی، گزارش تحصیلات و مشقات دوران تحصیلی، و مباحث و معارف اسلامی را به استناد آیات و روایات با قلمی ساده شرح داده است و خواننده را با نکات علمی و رویدادهای آن زمان آشنا می کند، رویدادهای تاریخی و انعکاس نهضت مشروطیت را در عراق بویژه در نجف به تفصیل شرح داده است مسائل تعلیم و تربیت و تزکیه نفس نیز در این کتاب به چشم می خورد.<br />
این کتاب در1347 قمری نگارش یافته و در 1362 شمسی در تهران چاپ شده است.<br />
در مورد اهمیت این کتاب همین بس که از قول آقای مدرسی طباطبائی نقل شده که کتاب سیاحت شرق جزء السنه شرقی در دانشگاه پرستون ایالت نیوجرسی آمریکا تدریس می شود.<br />
2- سیاحت غرب: که راجع به عالم پس از مرگ است؛ به تبع لسان دین و اهل دل و حکمای الهی، از آن تعبیر به" غرب" کرده است.<br />
<br />
در مورد اهمیت این کتاب همین بس که از قول آقای مدرسی طباطبائی نقل شده که کتاب سیاحت شرق جزء السنه شرقی در دانشگاه پرستون ایالت نیوجرسی آمریکا تدریس می<br />
توصیه رهبری برای خواندن دو کتاب آقانجفی قوچانی آیت الله العظمی خامنه ای: «این کتاب زندگی مرحوم آقانجفی قوچانی که به اسم سیاحت شرق منتشر شده خیلی چیز جالبی است. من به برادران و خواهران توصیه می‌کنم کتاب را بخوانند. خود مرحوم آقا نجفی یک شخصیت بسیار ممتازی بوده، یک انسان معنوی بوده. مرحوم شهید مطهری ایشان را دیده بود در قم و به من می‌گفت ایشان اهل مکاشفه و اهل معنا بودند.<br />
کتاب دیگری ایشان دارد به نام سیاحت غرب که در احوال عالم برزخ و پس از مرگ نوشته شده به شکل داستانی. مرحوم مطهری می‌گفتند من احتمال قوی می‌دهم که اینها مکاشفات این مرحوم هست، که به این شکل در کتاب سیاحت غرب آن را ثبت کرده است.[2]<br />
پی نوشت ها:<br />
1- شاکری، مزاری در آغوش تاریخ، مقدمه.<br />
2- بیانات آیت الله خامنه ای در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۹/۲۶<br />
منابع:<br />
سایت حوزه<br />
ویکی شیعه<br />
فرهنگ نیوز<br />
سایت انهار<br />
ماهنامه خیمه<br />
کانال تلگرام سیمای فرزانگان
        دو کتاب خواندنی از آقا نجفی قوچانی
      • گالری تصاویر
      • خاطرات
         من فرمانده نیستم<br />
هر از چندگاهی دستم را بالا می‌بردم تا بدانند زنده‌ام ولی باعث می‌شد دوباره تیربارهای بعثی‌ها فعال شوند. ازساعت ۸/۳۰ صبح تا ۱۱/۳۰ بین خودمان و دشمن افتاده بودم.<br />
رزمندگان در جبهه<br />
<br />
مسعود تاج آبادی روحانی گردان تخریب لشکر۱۰  سیدالشهدا(ع) است. اون در خاطره‌ای از عملیات کربلای۵ این چنین روایت می‌کند: عملیات شلمچه (کربلای ۵) بنده و شهید حدادی و چند تا از بچه‌های تخریب  به گردان علی اکبر(ع) مأمورشدیم. برادراسدی مسئول تیم تخریب بود. گردان علی اکبر(ع) باید بعد ازشکسته شدن خط اول وارد عمل می‌شد شب منتظر دستور بودیم. در اثرباران خیس شده بودیم و از سرما می‌لرزیدیم.<br />
<br />
پیام دادند که پوتین‌ها را در بیارید و سوار قایق بشوید. بر طبق دستور عمل کردیم ولی وسط راه به علت شکسته نشدن خط برگشتیم و دوباره باجوراب‌های گلی وخیس پوتین‌ها را پوشیدیم. یکی دو ساعت بعد دوباره با قایق رفتیم و داخل کانال عراقی‌ها منتظرماندیم. ساعت هشت ونیم صبح برادراسدی من را کنار کشید و گفت:«خاکریزای نونی شکل مقاومت می‌کنند یه گروهان باید از پشت یا از کنار حمله کنه. یکی ازبچه‌ها رو بردار با معاون گروهان برید تا بعد از برداشتن موانع، گروهان وارد عمل شه.»<br />
<br />
برگشتم توی سنگر یکی از بچه‌ها را بردارم. شهید حدادی پرید جلو واصرار کرد همراهم بیاد. اول تردید کردم چون تازه آمده بود گردان و اولین عملیاتش بود و کاملا در دید و تیررس دشمن بودیم. قبل از ما چند غواص‌ تا از کانال بیرون آمده بودند و در حال پیشروی به سمت عراقی‌ها بودند که تیر خورده بودند ولی در مقابل اشتیاق حدادی مقاومت نکردم و پذیرفتم. ناگفته نماند که  خود کانال هم در تیررس عراقی‌ها بود و برادر کمیجانی در همین کانال بر اثر اصابت گلوله قطع نخاع شد. خلاصه از کانال پریدیم بیرون و به سرعت به سمت موانع دویدیم. تیر بود که از کنار دست و صورتمان عبور می‌کرد.<br />
<br />
رسیدیم به چاله‌ای کنارجاده. معاون گروهان گفت: «من اول ازجاده رد می‌شم. وقتی سوت زدم شما هم بیایید.» بچه‌ها از داخل کانال نظاره‌گر ما بودند. تا بلند شد رفت رو جاده تیر بارهای دشمن جاده را زیر آتش خود گرفتند ولی به سلامتی عبور کرد و پس از آن سوت زد. من کمی مکث کردم تا آتش سبک بشود درهمین حین حدادی پرسید: «حاجی چرانمی‌ری؟» پا شدم، تا رسیدم بالای جاده و شروع کردم به دویدن، تیربود که ازکنار دست و پاهایم رد می‌شد یک لحظه به ذهنم رسید به آن سوی جاده شیرجه بزنم ولی درهوا یک گلوله به استخوان رانم اصابت کرد و روی شانه جاده افتادم.<br />
<br />
 معاون گروهان پایم را با چفیه بست و گفت: «من میرم عقب با این حجم آتش نمیشه گروهان را عبور داد.»  گفتم: «به بچه‌های تخریب بگو بیان منو ببرن.» از اسیرشدن واهمه داشتم. خداحافظی کرد و برگشت. یک ساعتی خبری نشد ولی هر از چندگاهی دستم را بالا می‌بردم تا بدانند زنده‌ام ولی باعث می‌شد دوباره تیربارهای بعثی‌ها فعال شوند. ازساعت ۸/۳۰ صبح تا ۱۱/۳۰ بین خودمان و دشمن افتاده بودم.<br />
<br />
 تصمیم گرفتم سینه خیز برگردم ولی به علت خرد شدن استخوان ران و درد شدید موفق نشدم. عمامه‌ام را از کوله در آوردم و پرت کرد تا اگر گیر دشمن افتادم نفهمند  طلبه‌ام. فکر کردم حدادی با معاون گروهان به عقب برگشته است. نمی‌دانستم در همان گودال بر اثر اصابت تیر به سرش شهید شده است. در حال خودم بودم که رضا گلستانی و قائد امینی را بالای سرم دیدم خیلی خوشحال شدم.<br />
<br />
چیزی که هرگز یادم نمی‌رود این است که با حالت بغض شروع کردند به عذرخواهی کردن از اینکه دیر سراغم آمدند. چرا که فرمانده محور به دلیل آتش زیاد دشمن با آمدنشان مخالفت کرده بود.  حالت و رفتار این دو عزیز همیشه به شاگردان طلبه‌ام به عنوان نمونه‌ای از ایثار و ازجان گذشتگی رزمندگان تعریف می‌کنم. نمی‌شد با برانکارد من رابه عقب منتقل کنند. بنا شد کولم کنند اما این هم نشد. تا اینکه دو پایم را با چفیه بستند. یکی پاهایم را بلند کرد و دیگری یقه پیراهنم را گرفت و روی زمین سُر دادند تا اینکه به کانال رسیدیم آنجا بود که روی برانکارد قرارم دادند و به عقب منتقلم کردند. خیلی ضعف کرده بودم. بعضی که ازامدادگران می‌پرسیدند: «این کیه؟» می‌گفتند: «نمی‌دونیم، می‌گن فرمانده محوره.» تازه فهمیدم این دو تا وروجک برای قانع کردن امدادگران، من را به عنوان فرمانده قالب کرده بودند ولی تقاص زرنگی‌شان را من پس دادم. چون من را خواباندند درون یک اتوبوس و فرستادن عقب اما نزدیک اهواز اتوبوس تصادف و چپ کرد و سر و دندان چند جای دیگر بدنم شکست.<br />
<br />
چشم بازکردم دیدم در یکی از بیمارستان‌های اصفهان هستم. کسی آمد و گفت: «باید استخوان زیر زانوتو سوراخ کنم تا وزنه آویزون کنیم.» پرسیدم: «بیهوش نمی‌کنید؟»جواب دادند: «نه.»  به یک نفر گفت که من را نگه دارد تا حرکت نکنم. مته دستی را گذاشت روی استخوان و شروع کرد به پیچاندن. منم فقط نعره می‌زدم و بیرون آمدن محتویات استخوانم را مشاهده کردم. مته را در آورد یه میله سرش گذاشت به همان روش ادامه داد تا اینکه بی‌هوش شدم.
        من فرمانده نیستم
      • ساعت و اوقات شرعی
        02 بهمن 1396
        اوقات شرعی به افق تهران
        اذان صبح:
        طلوع آفتاب:
        اذان ظهر:
        غروب خورشید:
        اذان مغرب:
    وزارت ورزش و جوانان
    مجموع بازدیدها : 5,531,125
    تعداد بازدید امروز : 1,009
    تعداد کاربران آنلاین : 0
    آخرین به روزرسانی : 1396/11/01
    کلیه حقوق متعلق به وزارت ورزش و جوانان می باشد.