• وزارت ورزش و جوانان
    وزارت ورزش و جوانان
       
      • حدیث روز
         محبت 3 مورد دنیایی در دل حضرت زهرا (س)<br />
<br />
حضرت فاطمه سلام الله علیها : حُبِّبَ إلَیَّ من دُنیاکُم ثَلاثٌ : تِلاوَهُ کِتابِ اللّه ِ و النَّظَرُ فی وَجهِ رَسولِ اللّه ِ و الإنفاقُ فی سَبیلِ اللّه ِ<br />
<br />
از دنیای شما محبّت سه چیز در دل من نهاده شد : تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پیامبر خدا و انفاق در راه خدا .
        محبت 3 مورد دنیایی در دل حضرت زهرا (س)
      • ذکر
        با اینکه نماز می خوانم و روزه می گیرم و در زندگی سعی  می کنم از اصول دین پیروی کنم ولی آنطور که باید به خدا توکل و اطمینان  ندارم. همش یک احساس خلا با من هست که کسی با من  نیست و دلم قرص نیست که  خدایی هست که به من کمک میکند. اگر ممکن است راهنماییم کنید تا بتوانم این  مشکل را در خود حل کنم.     ایمان  به خدا درجات زیادی دارد و باید همواره سعی کنیم درجه ی ایمان خود را بالا  ببریم و به جایی برسیم که بدانیم خداوند در جهان همه کاره است و جز او هیچ  کس، نمی تواند خیر و ضرری به ما برساند. او مالک و مدبر جهان است و بی اذن  او حتی یک برگ از درخت نمی افتد. وقتی این باور در ما عمیق شد و ما رابطه ی  خود را با خدا درست کردیم و همه جا از او اطاعت کردیم، دیگر خیالمان راحت  است که خدای قادر و حکیم و مهربانی داریم که همه جا با ماست و آن جایی که  هیچ کس نیست که به داد ما برسد، تنها اوست که دست ما را می گیرد و به ما  کمک می کند.   برای تقویت توکل، ایمان به شش اصل زیر، لازم است: 1. ایمان به خدا:  باید ایمان داشت که خداوند کریم از رگ های گردنمان به ما نزدیک تر است، به  ما لطف و توجه ویژه دارد و لحظه ای ما را به خود وا نمی گذارد. 2. باور داشتن به حکمت و مصلحت خداوند: باید بر این باور باشیم که خداوند، حکیم است و صلاح ما را بهتر از خودمان می داند. باید  ایمان داشت که خداوند کریم از رگ های گردنمان به ما نزدیک تر است، به ما  لطف و توجه ویژه دارد و لحظه ای ما را به خود وا نمی گذارد. 3. باور داشتن به قدرت و نظارت خداوند:  اعتقاد به قدرت خداوند و باورداشتن به این که خداوند، ناظر همه رخدادها و  اتفاق ها می باشد و هیچ کاری بدون اذن و مشیت او انجام نمی شود و او توان  برآوردن هم ه نیازها و خواسته های ما را دارد. 4. باور داشتن به پاسخ گویی و اجابت خداوند:  اعتقاد به این که خداوند به خواست ها و دعاهای ما پاسخ می دهد و دعاهای ما  را مستجاب می کند و اگر او را در سختی بخوانیم، ما را بی پاسخ نخواهد  گذاشت. 5. تلاش برای رسیدن به هدف: تلاش و کوشش  خستگی ناپذیر در راه رسیدن به هدف نیز یکی از ارکان توکل به خداوند است.  کسی که بر خدا توکل می کند، با نگرش مثبتی که به نتیجه عمل خود دارد، با  کوشش خستگی ناپذیر، در راستای هدف خود تلاش می کند و این کوشش، برخاسته از  تکیه گاه استواری است که در آن هیچ گونه شکستی را نمی توان تصور کرد. 6. واگذاری کارها به خداوند: سپردن بار زندگی به خداوند، به انسان کمک می کند که دشواری ها را آسان تر پشت سر بگذارد و زیر بار سختی ها و دشواری ها خم نشود. موفقیت  ما در به کارگیری این راهبرد مؤثر (توکل به خداوند)، بستگی به میزان  استواری ایمان، باور و عمل صادقانه ما به شش اصل بالا دارد.
        شش اصل برای تقویت توکل به خدا
      • سخن روز
        جناب ام البنین علیهاالسلام، مادر گرامی علمدار کربلا، حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام است که پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، به همسری امام علی علیه السلام برگزیده شد. <br />
ام البنین ،ابوالفضل العباس،علی علیه السلام<br />
نام ایشان، فاطمه مشهور به ام البنین دختر حزام بن خالد بن ربیعه از قبیله بنی کلاب است. این قبیله از جمله قبایلی است که در دلاوری و شجاعت زبانزد خاص و عام بود. پدر ایشان، حزام مکنّی به ابوالمجل، از چهره های شاخص و ممتاز و دلاور عرب و مادر ایشان، لیلا یا ثمامه دختر سهیل بن عامربن مالک است که از خاندانی شجاع و از چهره های به نام عرب به شمار می آمد.(عمده الطالب، ج1،ص 356؛ تاریخ طبری، ج 4،ص 118) بنابراین و به عبارت دیگر خاندان حضرت ام البنین علیها السلام چه از طرف پدری و چه از طرف مادری،در دوران قبل و بعد از اسلام جزء دلیران و شجاعان عرب محسوب می شدند.(باقر شریف القرشی،العباس بن علی علیهما السلام، ج 1،ص 24) <br />
<br />
امام علی علیه السلام پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با توجه به اهداف بلندی که آثارش در واقعه کربلا ظاهر شد و با توجه به حکم قانون وراثت که سجایا و خصوصیات اخلاقی را از نسلی به نسل بعد منتقل می کند، با برادر خود عقیل که در نسب شناسی عرب شهره بود درباره انتخاب همسری که از خاندانی دلیر و جنگاور باشد، مشورت کرد که نتیجه این مشورت انتخاب جناب ام البنین به همسری حضرت علی علیه السلام در سال بیست و پنج هجری شد.(باقر شریف القرشی،العباس بن علی علیهما السلام،ج1،ص 26)<br />
<br />
حضرت ام البنین علیهاالسلام، بانویی گرامی و پرهیزکار، فاضل و دانشمند و عارف به مقام امیرالمؤمنین علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام بود که در مؤدت به ایشان مخلص و در یاریشان پابرجا و محکم بود (العباس المقرم ص 125) که سند این وفاداری را می توان در واقعه کربلا با قربانی کردن هر چهار فرزندشان به نام های عباس بن علی، عبدالله بن علی، جعفر بن علی و عثمان بن علی در راه دفاع از ولی امرشان مشاهده کرد.(مقاتل الطالبین ص 87)<br />
<br />
امام علی علیه السلام پس از شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با توجه به اهداف بلندی که آثارش در واقعه کربلا ظاهر شد و با توجه به حکم قانون وراثت که سجایا و خصوصیات اخلاقی را از نسلی به نسل بعد منتقل می کند، با برادر خود عقیل که در نسب شناسی عرب شهره بود درباره انتخاب همسری که از خاندانی دلیر و جنگاور باشد،مشورت کرد که نتیجه این مشورت انتخاب جناب ام البنین به همسری حضرت علی علیه السلام در سال بیست و پنج هجری شد<br />
<br />
ایشان در سراسر زندگی خود، فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را بر فرزندان خود مقدم می دانست و بر آنان بسیار محبت می کرد. وی این توجه و رجحان را نه تنها وظیفه ای عاطفی می دانست- که بر ذمه ی هر انسانی است که کودکان یتیم را مورد محبت خود قرار دهد- بلکه آن را فریضه ای دینی نیز به شمار می آورد چرا که خداوند سبحان اجر رسالت پیامبر خویش را محبت به خاندان او معرفی کرده است. (شوری42/آیه23) <br />
<br />
این بانوی مکرمّه با نظر به آیه * النَّبِیُّ أَوْلی‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم‏ *(احزاب33/آیه 6) حفظ حقوق، منافع، حرمت و جان ولی امرش را بر حفظ حقوق، منافع، حرمت و جان خود و خانواده اش مقدم دانست و جانب آنان را بر جانب خود ترجیح داد.(ترجمه تفسیر المیزان ج 16 ، ص 413)<br />
<br />
مادر گرامی حضرت ابوالفضل علیه السلام حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که را فرمود: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" شنید و در جهت پیروی از آن عزیزترین ثمرات زندگی اش را در راه دفاع از مولایش فدا کرد و مشمول دعای پیامبر گرامی اسلام که "اللهم وال من والاه و أعن من أعانه و نصر من نصره و أحبّ من أحبه"بود، قرار گرفت.(شواهد التنزیل لقواعد التفصیل،ج1،ص256)<br />
<br />
جناب ام البنین علیهاالسلام معرفت و ادب خاصی نسبت به ساحت مقدس فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها داشت. روزی که ایشان با امام علی علیه السلام ازدواج کرد، هنگامی که به درب خانه حضرت رسید، به فرزندان حضرت علی علیه السلام عرض کرد: سادتی، أنا هنا خادمه عندکم جئت لخدمتکم ، فهل تقبلونی بهذا الشرط....و إلا فإنّی راجعه إلی داری ، ای آقایانم، من اینجا نزد شما خدمتکاری هستم که آمده ام تا خدمتگذاری کنم، پس آیا مرا به این شرط می پذیرید؟ که اگر نپذیرد من به خانه خود بازمی گردم، پس حسنین علیهماالسلام و حضرت زینب سلام الله علیها در مقابل این سخن فرمودند: شما عزیز و بزرگوار هستید و این خانه هم متعلق به شماست. (عبدالحمید مهاجر،العباس بن علی، ص 9) پس از ازدواج با امیرالمؤمنین علیه السلام نیز، هنگامی که حضرت ایشان را با نام فاطمه صدا می زنند، این بانوی گرامی از امام علیه السلام درخواست کردند که او را اینگونه صدا نزنند، زیرا هنگامی که فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها نام فاطمه را می شنوند به یاد مادرشان می افتند و غمگین می شوند، لذا امیرالمؤمنین ایشان را به نام ام البنین - یعنی مادر فرزندان و پسران- نامیدند. (محمد تقی مدرسی،العباس بن علی،ص 23) <br />
<br />
ایشان در سراسر زندگی خود، فرزندان حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را بر فرزندان خود مقدم می دانست و بر آنان بسیار محبت می کرد. وی این توجه و رجحان را نه تنها وظیفه ای عاطفی می دانست- که بر ذمه ی هر انسانی است که کودکان یتیم را مورد محبت خود قرار دهد- بلکه آن را فریضه ای دینی نیز به شمار می آورد چرا که خداوند سبحان اجر رسالت پیامبر خویش را محبت به خاندان او معرفی کرده است<br />
<br />
 <br />
<br />
لکن گفتنی است که این محبت و احترام تنها از طرف جناب ام البنین علیهاالسلام نبود و فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز برای این بانوی با فضیلت احترام خاصی قائل بودند و ایشان را همچون مادر دوست می داشتند.(العباس بن علی ج 1 ص 27) آورده اند که حضرت زینب سلام الله علیها پس از واقعه کربلا و پس از ورود به مدینه به دیدار این بانوی بزرگوار رفتند و شهادت فرزندان او را به وی تسلیت گفتند.(العباس المقرم ص 125)<br />
<br />
حضرت ام البنین علیه السلام علاقه و ارادت خاصی نسبت به امام حسین علیه السلام داشتند، پس از واقعه کربلا هنگامی که این بانوی گرامی با بشیر بن جذلم که خبر ورود کاروان اسرای کربلا را به مدینه اعلام می کرد، رو به رو شدند، نخستین سوالی که ایشان از وی پرسیدند درباره امام حسین علیه اسلام و سلامتی ایشان بود، بشیر به جهت اینکه به همسر علی علیه السلام صدمه ای وارد نشود، به صورت جداگانه شهادت فرزندان او را به وی تسلیت می گفت، اما ایشان در مقابل پاسخ او، تنها از امام حسین علیه السلام و سلامتی حضرت می پرسید، هنگامی که بشیر از شهادت امام حسین علیه السلام خبر داد، این بانوی گرامی در مقابل این خبر سنگین، در حالی که بر صورتش لطمه می زد، ناله ها سر داد که "واویلا، واحسیناه" (محمد تقی مدرسی،العباس بن علی،ص 23)<br />
<br />
آن حضرت، هنگامی که متوجه شد که هر چهار فرزندش همراه امام علیه السلام کشته شدند، فرمود: ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است، فدای حسین می شد.( مع رکب الحسینی،ص 409) جناب ام البنین، با بزرگواری با کشته شدن فرزندانش برخورد کرد و به شهادت ایشان در کنار امام خویش افتخار می کرد.<br />
<br />
ایشان هر روز به قبرستان بقیع می رفت و در گوشه ای می نشست و در خصوص فرزندانش اشعاری جانسوز می سرود. هنگامی که زنان مدینه با خطاب ام البنین وی را تسلیت می گفتند، در پاسخ آنان می فرمود: دیگر مرا ام البنین نخوانید، دیگر مرا مادر شیران شرزه و شکاری ندانید. (مقاتل الطالبین، ص 90، ادب الطف، ج 1 ، ص 73 و اعیان الشیعه ، ج 4 ص 130)<br />
<br />
حضرت ام البنین پس از شهادت فرزندانش، گوشه عزلت گزید و سرانجام در سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هجری یعنی سه سال پس از جریان جانسوز عاشورا رحلت فرمود.(ام البنین علیها السلام نجم الساطع فی المدینه نبی الامین ،ص 201) اکنون گنبد و بارگاه این بانوی مکرمه به دست وهابیان تخریب شده و فقط آثاری از قبر و سنگ قبر وی باقی مانده است.
        ارادت خاص ام البنین، به فرزندان حضرت زهرا(س)!
      • گالری تصاویر
      • خاطرات
        شهید عباس باقری تشکری، یکم فروردین‌ماه ۱۳۴۴ در مشهد مقدس چشم به جهان هستی گشود و هنوز پانزدهم روز به نوزدهمین بهار زندگی‌اش داشت که از خیبریون شد اما جنازه او به دست نیامد و یکم مردادماه ۱۳۶۳ ش در بهشت رضا (ع) مشهد، به یاد او سنگی مزار او شد.<br />
فرآوری-بخش فرهنگ پایداری تبیان<br />
سنگی به یاد فرمانده ۱۸ ساله<br />
<br />
عباس صورتی نورانی داشت و کودکی پرجنب‌وجوش، باهوش و فعال بود. برای یادگیری قرآن به مسجد کرامت می‌رفت. قران می‌خواند و به دیگران یاد می‌داد. از همان کودکی نمازخواندن را شروع کرد به‌طوری‌که از ۱۰ سالگی به‌صورت کامل نماز می‌خواند.<br />
<br />
 <br />
۱۸ سال زندگی<br />
<br />
دوره ابتدایی را در مدرسه طوسی مشهد به پایان برد و دوره راهنمایی را در مدرسه کوچه زردی گذراند. دوره متوسطه را در مدرسه شریعتی آغاز کرد، اما با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت و برای امتحانات مرخصی می‌گرفت و تا سوم دبیرستان توانست تحصیل علم کند.<br />
<br />
کتاب‌های تاریخی، علمی، هنری، مذهبی و کتاب‌های شهید مطهری را مطالعه می‌کرد. نسبت به حجاب بسیار حساس بود. در تظاهرات و راهپیمایی‌های علیه رژیم شاه شرکت می‌کرد. بعد از پیروزی انقلاب، وارد بسیج شد. اعلامیه‌های امام (ره) را در خانه‌ها می‌انداخت. بعد از مدّتی با تشکیل سپاه پاسداران، عضو سپاه شد.<br />
<br />
به نماز اهمیت می‌داد. با شروع جنگ تحمیلی، زمانی که به جبهه می‌رفت، می‌گفت: «ما می‌رویم تا حسین زمان را یاری کنیم.» و می‌گفت: «تازنده‌ام باید به جبهه بروم.» عباس در منطقه خط‌شکن بود. در جبهه معاون گردان عبدالله بود.<br />
<br />
او به خانواده‌اش نگفته بود که فرمانده است چون دنبال پست و مقام نبود. آر.پی.جی زن بود. در عملیات بستان، محرم، والفجر مقدماتی و والفجر ۳ شرکت داشت. در عملیات بستان از ناحیه شکم مجروح شد. بار دوم از ناحیه سر جراحت برداشت.<br />
<br />
درهرحال از رفتن به جبهه خودداری نمی‌کرد؛ حتی دیگران را هم برای کمک به جبهه تشویق می‌کرد.<br />
<br />
خواب دیدم که یک خانم محترمی به منزل ما آمد و دفتری را آورد و گفت: امضا کن. گفتم: من سواد ندارم. گفت: می‌توانی امضا کنی. وقتی از خواب بیدار شدم، عباس به شهادت رسیده بود<br />
<br />
«علی باقری تشکری» پدر شهید که خود نیز در جبهه بوده است، می‌گوید: «در جبهه مراسم سوگواری و سینه‌زنی برگزار می‌کرد.» در آخرین دیدارش با خانواده، آن‌ها را برای رفتن به جبهه دعوت کرد. پدر به نقل از مادر شهید می‌گوید: «آخرین‌باری که می‌خواست به جبهه برود، گفت: این آخرین دیدار است و دیگر برنمی‌گردم و از همه حلالیت طلبید.» هم‌چنین می‌گوید: «زمانی که دوستانش شهید می‌شدند، برای آن‌ها مجلس ختم می‌گرفت؛ و هر وقت کسی مفقود می‌شد، می‌گفت: خوشا به سعادتش می‌گفت: اگر همه شهید شوند، پس چه کسی بجنگد؟»<br />
<br />
 <br />
امضای مادر پای سند شهادت<br />
<br />
او دوست داشت مفقودالاثر باشد. مادر شهید می‌گوید: «خواب دیدم که یک خانم محترمی به منزل ما آمد و دفتری را آورد و گفت: امضا کن. گفتم: من سواد ندارم. گفت: می‌توانی امضا کنی. وقتی از خواب بیدار شدم، عباس به شهادت رسیده بود.» عباس باقری تشکری در تاریخ پانزدهم اسفندماه سال ۱۳۶۲ هجری شمسی، طی عملیات خیبر در سن هجده‌سالگی به درجه رفیع شهادت نائل شد؛ اما جنازه او به دست نیامد و یکم مردادماه ۱۳۶۳ ش در بهشت رضا (ع) مشهد، به یاد او سنگ مزارش شد.<br />
<br />
یکی از هم‌رزمانش لحظه شهادت وی را چنین روایت می‌کند: شهید تشکری پیش از عملیات خیبر به قرارگاه لشگر ۵ نصر که در تیپ امام جواد (ع) بود منتقل شد؛ وی ساکش را به یک کانکس فرماندهی تحویل داد اما بچه‌های دیگر ساکشان را به تعاون تحویل دادند در ساک فقط دوربینش بود با آن دوربین خیلی عکس گرفته بودم عکس‌هایی از شهر از بهشت‌زهرا(س) و بهشت رضا(ع) و از شهر قم گرفته بودیم او گفت: «چون امکانش زیاد است که ترکش به دوربین اصابت کند و دوربین از بین برود باید آن را درون ساک بگذارم» و بعد از تحویل ساک به منطقه عملیاتی خیبر اعزام شد.<br />
<br />
سه روز در منطقه بود. من پشت خط بودم و مهمات حمل‌ونقل می‌کردم تا اینکه یک‌شب شهید دهنوی به من گفت: «آقای علیزاده شما باید در خط مقدم بمانی.» گفتم: آخر من که اسلحه ندارم گفت: «یکی از سلاح‌های شهدا را بردار و بمان» گفتم: چشم اطاعت از فرماندهی واجب است. در همین موقع بود که عباس را دیدم اما نمی‌دانستم این شب آخری است که عباس را می‌بینم شهید قاسم شاکری را هم دیدم بین همه آن‌ها مهمات را تقسیم کردند در ضمن باهمدیگر صحبت می‌کردیم شهید شاکری گفت: «امکان دارد عراق فردا صبح پاتک بزند چون دشمن در حال جمع‌کردن نیروهاست و تانک‌هایش را جلو می‌آورد.»<br />
<br />
صبح که عباس را دیدم او حال مرا پرسید فاصله من با او ۵۰ قدم بیشتر نبود او بالا مستقر بود در همین حال که باهم احوالپرسی می‌کردیم یکی از رزمندگان که پهلوی عباس بود مجروح شد عباس امدادگر را صدا زد من هم گفتم: او حالش خیلی بده حتماً باید امدادگر بیاید اما آن‌قدر آتش دشمن سنگین بود که امدادگر نمی‌توانست خودش را به آنجا برساند همین‌طور که با عباس صحبت می‌کردم یک‌دفعه صدایش قطع شد و دیگر صدایش را نشنیدم و او را ندیدم.
        سنگی به یاد فرمانده ۱۸ ساله
      • ساعت و اوقات شرعی
        05 فروردین 1396
        اوقات شرعی به افق تهران
        اذان صبح:
        طلوع آفتاب:
        اذان ظهر:
        غروب خورشید:
        اذان مغرب:
    وزارت ورزش و جوانان
    مجموع بازدیدها : 1,865,780
    تعداد بازدید امروز : 271
    تعداد کاربران آنلاین : 1
    آخرین به روزرسانی : 1396/01/04
    کلیه حقوق متعلق به وزارت ورزش و جوانان می باشد.